مشاوره و روان درمانی- مشاوره تلفنی
در این وبلاگ به طور محدود تجارب بالینی و راهکارهای تجربه شده در مشاوره و روان درمانی را با همکاران و مراجعین عزیز در میان می گذاریم
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: دکتر بیوک تاجری - ۱۳۸٩/٥/٧

یکی از هیجانات عمده که در شرایط مختلف، با شدت های متفاوت و در سطوح و مراتب گوناگون به حیوانات و احتمالا گیاهان دست می دهد، لذت و رنج است .  شاید بتوان گفت که لذت و رنج از ابتدایی ترین و عمومی ترین حالات احساسی است که هر فرد انسانی بلکه هر موجود زنده صاحب ادارک ، از اولین لحضات ورود خود به صحنه هستی، آن را تجربه می کند. لذا لازم است که برای بررسی ، ابتدا تعاریف ارایه شده توسط دانشمندان و ا ندیشمندان اسلامی مطرح گردد.


 

لذت و درد

 

یکی از هیجانات عمده که در شرایط مختلف، با شدت های متفاوت و در سطوح و مراتب گوناگون به حیوانات و احتمالا گیاهان دست می دهد، لذت و رنج است .  شاید بتوان گفت که لذت و رنج از ابتدایی ترین و عمومی ترین حالات احساسی است که هر فرد انسانی بلکه هر موجود زنده صاحب ادارک ، از اولین لحضات ورود خود به صحنه هستی، آن را تجربه می کند. لذا لازم است که برای بررسی ، ابتدا تعاریف ارایه شده توسط دانشمندان و ا ندیشمندان اسلامی مطرح گردد.

تعاریف : شاید بتوان تعاریف به عمل امده از لذت و رنج را در دو طبقه دسته بندی کرد:

1-  در طبقه اول ، لذت عبارت است از درک رسیدن به کمال و رنج درک نقصی است که به شخص رسیده است. شیخ بوعلی سینا می نویسد: لذت عبارت است از درک و یافتن این مطلب که انچه نزد مدرک ، کمال و خیر است بدو رسیده ( از آن جهت که کمال است و به او رسیده است) و رنج عبارت است از ادراک ویافت این امر که انچه نزد مدرک ، افت و شر است  به ا و رسیده است. سپس خواجه نصیرالدین طوسی در توضیح بالا به این نکته اشاره می کند که درک به تنهایی برای پیدایش لذت کافی نیست بلکه باید کمال و خیر را نیز در خود بیابد و تجربه نماید.

شهاب الدین سهروردی معروف به شیخ اشراق در تعریف مشابهی می گوید، ....و لذت عبارت است از ادراک کمال و خیری که به مدرک رسیده از ان جهت که کمال است و به او رسیده است و میتوان ان را مقید نمود به عدم وجود مزاحم یا مضاد و رنج عبارت است از درک ضرر و شری که به مدرک رسیده از ان جهت که شر است و به او رسیده است و می توان این را نیز مقید نمود به عدم مزاحم و مضاد . وی همچنین در کتاب حکمه  الاشراق خود می نویسد: ... و لذت نبود مگر شعور به کمال حاصل، از ان لحاظ که کمال است و برای او حاصل است.....

محی الدین الهی قمشه ای درباره لذت و الم می گوید: دیگر از کیفیات نفسانیه ، لذت یعنی ادراک و وصول به اموری که در ان کمال نفس است ( کمال حقیقی یا کمال وهمی و خیالی ) والم ، ادراک امور منافر و مضاد کمال نفس است .

2-  در طبقه دوم، لذت و رنج چیزی جز رفع الم نیست و الم نتیجه خروج از اعتدال و طبیعت اصلی است . محمد بن زکریای رازی در تبیین حقیقت لذت و الم می نویسد: ..... لذت چیزی نیست جز این که ان چه بوسیله ی عامل رنج اور از حالت اصلیش خارج شده به حالت اولیه اش باز گردد .... بلکه امکان ندارد لذتی شدید باشد مگر به اندازه رنج ناشی از خروج از حالت طبیعی که قبل از ان واقع شده باشد، چرا که لذت بردن از غذا و نوشیدنی ، به اندازه رنج گرسنگی و تشنگی است . به گونه ای که چون گرسنه و تشنه به حالت طبیعی خود باز گردد برای او هیچ چیز ازار دهنده تر از این نیست که برخوردن غذا و نوشیدنی وادارش سازند. با این که قبلا برای او لذیذترین و محبوبترین چیزها بودند.

رسایل اخوان الصفا  نیز پس از ان که لذت و الم را به دو نوع روحانی و جسمانی تقسیم کرده، لذت و رنج جسمانی را چنین تعریف می کند: اما لذت های جسمانی عبارت است از ان راحتی که نفوس حیوانی به هنگام بر طرف شدن الم احساس می کنند و اما رنج هایی که نفوس حیوانی احساس می کنند و ان وقتی است که مزاج از حالت اعتدال خود در یک امرطبیعی خارج شود و به هر علتی به سوی زیاده یا نقصان میل کند و .... در واقع لذت نتیجه توافق و هماهنگی با مزاج نفس است الام معلول مخالفت و تضاد با مزاج است.

تضاد لذت و رنج

براساس دو نظریه ای که در تعریف لذت و الم بیان شد ، تضاد بین لذت و الم نیز به دو صورت قابل تفسیر است :

الف) طبق نظریه اول ، انچه موجب پیدایش لذت و یا رنج می شود با یکدیگر در تضادند و لذت و الم دو ادراک و دریافت حضوری است و تضاد ان  دو ، تابعی است از تضاد بین کمالات نفس و انچه موجب نقص نفس می شود یا تضاد بین اموری که برای موجود زنده خیر است و بین انچه برای او شر است.

ب) برپایه نظریه دوم ، که تعریف خود را با تکیه بر لذت و رنج فیزیولوژیک ارایه داده بود، تقابل و تناقض است ، چرا که لذت چیزی جز رفع الم نیست.

همان گونه که در رسایل اخوان الصفا تصریح شده است انسان هیچ گاه از لذت و الم جمانی و یا روحانی که هریک از جهتی براو حاصل شده باشد ، آزاد نیست. مثال آن عاشقی است که معشوق را در حال خیانت به خود می بیند ، پس دیدار او وی را خوشحال می کند از ان لذت می برد ولی خیانت معشوق او را ناراحت و رنجیده خاطر می سازد ویا کسی که آواز زیبایی را می شنود که در ان وی را هجو می کنند در این حال ، او از شنیدن لحن لطیف لذت می برد و در همان حال از اینکه او را هجو نموده اند دچار رنجش می گردد. پس یک شخص در یک زمان هم لذت برده و هم متالم گشته است.

شرایط پیدایش لذت و رنج

برای حصول حالت هیجانی لذت و رنج، مقدمات و شرایطی لازم است که در اینجا به چهار شرط اساسی ان اشاره می کنیم . دو شرط اول به شی لذت بخش یا رنج اور مربوط است و شرایط بعدی به شرایط مشخصی است که لذت می برد یا رنج می کشد:

1-  تناسب : اولین شرطی که برای پیدایش لذت ذکر شده است این است که ان کمال ، با شخص یا موجود تناسب داشته باشد و لایق او باشد. ابوعلی سینا معتقد است کمال هرموجودی عبارت است از خیری که با ، سنجیده شود ( و با ان متناسب باشد) ..... و هرلذتی به دو چیز بستگی دارد به کمالی که خیر است و ....

2-  حصول : دومین شرایط پیدایش لذت و رنج ان است که کمال یا نقص برای موجود زنده حاصل شود: ابوعلی سینا رسیدن به کمال را در تعریف لذت و حصول افت و شر را در تعریف الم اورده است . خواجه نصیرالدین طوسی در تبیین علت این امر  می نویسد .... چون لذت صرف ادراک چیز لذت بخش نیست بلکه درک این مطلب است که شی لذتبخش برای شخص حاصل شده و به او رسیده است. شهاب الدین سهروردی نیز این شرط را به صورت قیدی در تعریف لذت اورده است ..... و لذت نبود مگر شعور به کمال حاصل از ان جهت که کمال است وبرای او حاصل است.....

برخی از صاحبنظران موضوع را از دید شخصی که  لذت می برد یا رنج می کشد نگریسته اند. لذا این شرط را به این صورت بیان کرده اند که شخص باید به شی لذتبخش یا محبوب برسند تا لذت حاصل شود و یا از ان جدا گردند تا رنج پدید اید .

علامه محمد مهدی نراقی بیان می دارد که : انکه به محبوبش برسد ، هراندازه محبت داشته باشد لذت و سرورش زیاد و ان کس که محبوبش دور افتد درد و رنجش شدید است . محی الدین الهی قمشه ای نیز این شرط را اینگونه تعبیر کرده است : خلاصه باید لذت را نتیجه وصل هر مدرک به کمال لایق به حال خود والم را تنها اثر فراغ دانست . لذا الم را  تفرق اتصال تعبیر کرده اند و می گویند الم و رنجی در عالم اثر فراق وصل و تفرق اتصالی است و چون این جهان محکوم حرکت است ناگزیر در ان افتراق و الام خواهد بود . چنانچه همین قول در کتب طبی جالینوس و محمد بن زکریا و ابوعلی سینا و دیگران نیز مذکور است. 

 

3-   حساسیت و درک :  شرط سوم این است که شخص نسبت به کمال برای او حاصل شده یا از او سلب گردیده یا نقص که متوجه او شده است حساس و اگاه باشد در غیر این صورت اگر حساسیت لازم را نداشته باشد یا انرا درک نکند لذت و رنجی هم نصیب او نمی شود. ابو نصر فارابی در این زمینه معتقد است:

چنین نیست که هرکس به لذتی برسد و انرا درک کند.... بلکه هرگاه از ان متنفر می شود همانگونه که مریض صفراوی شیرینی را ناپسند می شمارد و از ان بیزار است. همانگونه است بیماری جوع بولیموس ( اختلال بولیما نوروز در کتب تشخیصی اختلالات روانی ) که فرد در ان از غذا متنفر است و در عین حال بدنش از گرسنگی تحلیل می رود؟ و چنان نیست که هرکس دچار عامل درد اوری شد ان را حس کند ، مگر نه این است که شخص تحذیر شده ای که نیروی لامسه اش را از دست داده از سوزش اتش رنج نمی برد . وی معتقد است اگر مانع سو» مزاج از مریض صفرای برداشته شود و انکس که به جوع بولیموس مبتلا است ناراحتی از معده اش خارج شود و فرد تذیر شده و حس در اعضایش جریان یابد چه می شود؟ اولی از شیرین لذت می برد، مگر نه ان است که دومی را گرسنگی از جای می کند و سومی را درد از پای در می اورد ؟

ابوعلی سینا علاوه بر اینکه درک را در تعریف لذت اورده درباره لذت می گوید: هرلذتی به دو چیز بستگی دارد به کمالی که خیر است و به ادراک ان از ان جهت که کمال است و نیز در مورد الم می گوید ، چه بسا عامل رنج اور موجود است ولی قوه درک ان وجود ندارد مثل امراض نزدیک وقت مرگ ، یا مانعی برای درک وجود دارد، مانند درد افراد تحذیر شده، که در ان شخص از عامل ناراحت کننده ، ازرده نمی شود اما وقتی که قوه درک به کار بیفتد یا مانع برداشته شود، رنج و درد شدید می شود.

خواجه نصیرالدین طوس و ملاصدرا شرط کسب لذت را ادراک می دانند.

محی الدین الهی قمشه ای در این مورد معتقد است ، هرکمالی که در قوه مدرک حاصل شود، انگاه لذت ان قوه است که علاوه بر حصول ، التفات برحصول ان نیز در قوه پیدا شود. بنابراین لذت پیوستن قوه مدرکه به کمال خود به شرط ان است که ان قوه التفات ، با وجود حصول لذت ، لذتی برای او حاصل نشود بلکه لذت ، الم گردد.

4-  یافتن :  از شرایط دیگر پیدایش لذت و الم ، یافتن و درک حضوری نسبت به موضوع لذت اور یا رنج اور است. به این معنا که تنها علم به لذت بخش بودن چیزی و حتی علم به حصول ان کافی نیست که برای شخص لذت ایجاد کند بلکه علاوه بر اینها باید شخص ، ان کمال را در خود بیابد و به تعبیری ، ان را در درون خود تجربه نماید، این امر در مورد رنج هم صادق است . ابوعلی سینا علاوه برانکه این شرط را هم در تعریف لذت و ا لم گنجانده است معتقد است که :

چه بسا بتوان لذتی را بطور یقینی اثبات کرد و تا حالتی که ذوق نامیده می شود وجود نداشته باشد ممکن است شوقی به سوی ان نبینیم مثل لذت جنسی برای کسی که ناتوانی جنسی دارد. خواجه نصیر الدین طوسی ، کلام ابوعلی سینا را اینگونه توصیف می کند که شیخ درصدد بیان این مطلب است که علم به وجود لذت هرچند یقین هم باشد ولی شوقی که احساس ان لذت برمی انگیزد را ایجاد نمی کند و همچنین علم به وجود رنج هم هرقدر یقین باشد نمی تواند انگونه که احساس رنج و درد باعث پرهیز از ان می گردد.

ملاصدرا نیز در این زمینه معتقد است که لذت و درد تابع دریافت حضوری است .

موانع لذت و رنج

چه بسیار اتفاق می افتد که موارد لذتبخش و درد اور وجود دارند ولی به دلایلی از محقق شدن لذت و الم و حالات روانی مرتبط جلوگیری می شوند . در اینجا به برخی از انها اشاره خواهد شد:

1 - عدم حساسیت و اگاهی

ابوعلی سینا با توجه به پدیده ای که امروزه    نامیده می شود، علت عدم التذاذ از لذت سلامتی و تندرستی را فقدان اگاهی نسبت به ان دانسته است. وی بحث می کند که شاید سوال شود، وی در جواب می گوید که علت التذاذ در دو شرط است: حصول کمال و درک ان ( بعلاوه شوق که پیش تر به ان اشاره گردید). چه بسا وقتی محسوسات استقرار یافتند و به مراتب تکرار رسیدند، افراد اگاهی خود را نسبت به انها از دست می دهند. خواجه نصیرالدین طوسی نیز در توضیح این مطلب چنین می گوید: بخاطر استمرار محسوسات ، نفس از احساس انها ( اگاهی لذت ها) بی نصیب می شود . شهاب الدین سهروردی غفلت را مانع لذت می داند . در این راستا ملاصدرا پس از بیان اینکه لذت عقلی شدیدترین و کاملترین لذت ها است، تصریح می کند که عدم التذاذ از لذت های عقلی عدم توجه و نااگاهی نسبت اینگونه لذت ها می باشد، وی در کتاب الاسفار الاربعه خود خاطر نشان می سازد که .... هرانکس که از حصول کمال غافل بود، لذت نبرد.....

2-  اختلال در دستگاه ادراکی

ابوعلی سینا از جمله موانعی که برای لذت بر می شمارد این است که شخص سالم نباشد چرا که شخص ناسالم ممکن است شرط لذت را که ادراک می باشد از دست داده باشد. از کتاب شرح الاشارات و ..... برمی اید که وی همچنین از این مانع، تعبیر مضاد نموده است. خواجه نصیرالدین طوسی نیز براین امر صحه گذاشته است. همچنین شهاب الدین سهروردی نیز شرط عدم مضاد را در مورد لذت و الم ذکر کرده است . الهی قمشه ای امر را در خصوص لذت های عقلی و روحی انسان تذکر داده می نویسد: ..... همان گونه مرض قلبی یعنی مرض قوای عقلی و روحی نیز منع از ادراک لذات و الم انسان است و امراض قلبی  که جهل و حرص وآز و شوق به لذات حیوانی و شهوات مادی به مراتب شدیدتر از امراض بدنی است و بدین سبب است که غالب نفوس مردم از لذات روحانی که هزاران مرتبه بهتر و بالاتر از لذات جسمانی می باشد، لذت نمی برند و هرگاه ان امراض از روح وجان برطرف شود محققا لذت بی حد و نهایت نصیب گردد.

3-  اشتغال و توجه به غیر از منبع لذت

ابوعلی سینا یکی از موانع لذات را اشتغال مدرک دانسته و برای شخصی که از اشتغالات دیگر ازاد نیست ، امکان لذت را ممکن نمی داند، مانند کسیکه شکم خود را پر کرده و از غذاهای لذیذ تنفر پیدا می کند، زیرا در حالت سیری  به دلیل عدم احتیاج بدن و مشغولیت های نیروی بدنی ( اعم از ادراکی و حسی و حرکتی ) به کار هضم غذا ، مجالی برای لذت بردن باقی نمی گذارد. شهاب الدین سهروردی نیز در لذت و الم شرط می کند که عامل مشغول کننده ای در کار نباشد. همچنین ملاصدرا یک از دلایل لذت نبردن از لذایذ را حجاب اشتغال به غیر آن ، همچو بدن و محسوسات قلمداد می کند.

عوامل تاثیر گذار بر شدت و ضعف لذت و رنج

مقدار لذت و رنجی که از چیزی نصیب شخص می شود به عواملی چند بستگی دارد. برخی از این عوامل مربوط به خود  شی لذتبخش یا رنج اور است و بعضی به شخص و گاهی به نوع رابطه مربوط می شود. در ذیل به این عوامل می پردازیم :

1-  درجه برخورداری شی: محمد غزالی و علامه محمد مهدی نراقی در این زمینه به لذت دیدن که عین ملموس است اشاره دارند. برای مثال ، لذت دیدن معشوق در دنیا بسته به عواملی متفاوت است ، یکی از انها کمال و نقص در زیبایی معشوق است.

2-  میزان انگیزه شخص : غزالی و علامه نراقی در دنباله عوامل شدت و ضعف لذت تماشای معشوق می گویند: دوم کمال و نقص نیروی محبت و انگیزه و عشق در عاشق است . غزالی مثال دیگری نیز دارد که این موضوع را در رابطه با رنج هم توضیح می دهد. وی می گوید اگر قرارباشد که یک کودک بین رنج محرومیت از توپ چوگان و بین رنج محرومیت از مقام و ریاست را انتخاب نماید، هرگز رنج محرومیت از مقام ریاست را حس نمی کند و انرا رنج نمی داند . وی اضافه می کند که کودک براین باور است که برای من دویدن در میدان چوگان دوست داشتنی تر از هزار تخت ریاست است که بران جلوس کنم. وی در مثال دیگر می گوید کسی که انگیزه شکم ( گرسنگی )  بر او چیره گشته اگر قرار باشد بین حلوا و کار خوبی که با ان دشمنان سرکوب و دوستان خوشحال می شوند، او حلوا را انتخاب خواهد کرد. وی سپس به تحلیل ریشه های روانی این دو مثال پرداخته و می گوید ، علت انست که در یکی انچه مقام و ریاست را محبوب و دوست داشتنی کند وجود ندارد و در مثال دوم زمینه ای وجود دارد که غذا را گوارا و لذتبخش کرده است. 

 

3-  درجه وضوح ادراک : محمد غزالی و علامه نراقی در دنباله عوامل شدت و ضعف لذت می گویند، سومین عامل کامل یا ضعیف بودن ادارک است ، چرا که لذت دیدار معشوق در تاریکی ، از پشت پرده ای نازک یا از دور شباهتی به لذت دیدار او از نزدیک و بدون مانع ، ندارد.

خواجه نصیرالدین طوسی این مطلب را اینگونه بیان کرده است که نیرومندی و ضعف لذت تابعی از نیرومندی و ضعف ادراک است.

4-  مقدار مانع : بین موانع لذت و الم بادرجه کسب لذت و الم نسبت معکوسی وجود دارد. غزالی و محمد نراقی ضمن اشاره به این عامل به عنوان عامل چهارم تصریح می کنند که با کاهش میزان مانع شدت رنج و لذت افزایش می یابد. 

   انواع لذت و رنج

همان گونه که پیش تر اشاره شد ، در پیدایش لذت و الم دو عامل اساسی دخالت دارند:

1-  کمال و خیر بودن شی برای شخص

2-  درک شخص نسبت به شی و حصول آن

یاداور می شویم که کمال و خیر بودن امری نسبی است و با گرایش شخص و انگیزه ها و نیازهای او سنجیده می شود. همچنین درک شخص از شی نیز رابطه مستقیم با توانمندیهای ذهنی فرد دارد، لذا انواع تقسیمات لذت و الم براساس این دو عامل یا عنصر تعیین می شود ، هرچند عوامل دیگری چون منشا لذات و الام نیز می توانند تقسیمات فرعی تری را شکل دهند. در اینجا به گوشه ای از تقسیمات مختلف رنج و لذت در کتابهای اسلامی که بر همین اساس انجام گرفته ، اشاره می نماییم:

انواع لذت و رنج براساس انواع گرایشات

از انجا که در متون اسلامی ، انگیزه ها و گرایشات انسان را به سه دسته کلی ( عقل ، شهوت ، غضب ) تقسیم می نمایند و منظور از عقل ، گرایش به کسب دانش و مایل عقلی و شهوت به معنای گرایش به جلب و جذب ملایمات و مراد ازغضب گرایش به دفع ناملایمات است، لذا برخی از تقسیم بندی های لذت و رنج از این دیدگاه انجام گرفته است. ابوعلی سینا می نویسد: .... و گاهی خیر و شر ( که یکی از معیارهای اساسی لذت دایم است) نسبی است زیرا انچه برای شهوت خیر است چیزهایی از قبیل خوراک مناسب و پوشاک ملایم است و انچه برای غضب خیر است، غلبه و پیروزی است و انچه نزد عقل خیر تلقی می شود ، گاهی به یک اعتبار، حق است و زمانی دگر واز جهتی دیگر، شی زیبا است.... خواجه نصیر الدین طوسی در توضیح کلام شیخ که خیر عقلی را گاه حق و گاهی زیبایی دانسته است می گوید: حق در صورتی خیر است که عاقل از مافوق خود از جهت قوه نظری ، چیزی دریافت کند و زیبا هنگامی خیر است که در موجودات پست تر از خود از جهت قوه عملی، تصرف نماید .

در رسایل اخوان الصفا در لابلای اقسامی که برای لذت و رنج شمرده شده به برخی از لذت ها والام قوه قضبیه و شهویه اشاره گشته است:..... لذتی که به هنگام امیزش حاصل شود لذت جنسی است و لذتی که نفس هنگم انتقامجویی درک می کند و ان انگیزه ای است که در زمان قضب ، به هیجان می اید....

محمد غزالی نیز بر پایه سه دسته گرایشات اساسی انسان و در مقایسه با حیوانات می نویسد: .... لذت ها نسبت به انسان از جهت اختصاصی بودن یا مشترک بودن با سایر حیوانات، سه نوعند : عقلی و بدنی مشترک با بعضی حیوانات و بدنی مشترک با همه حیوانات. اما لذت عقلی مثل لذت علم و حکمت و .... از همه لذت ها نادر تر است، در  حالیکه شریف تر از انها ست ، دوم لذتی است که انسان ان با برخی حیوانات مشترک است مانند لذت ریاست و غلبه و تسلط و.... سوم انچه با سایر جانوران در ان شریک است، مثل لذت شکم و اندام جنسی و این از همه لذت ها فراوان تر یافت می شود ، با اینکه از همه انها پست تر است....

انواع لذت و رنج براساس اقسام ادراکات

تقسیماتی که در رسایل اخوان الصفا برای انواع لذت ها و الام ( در مقابل لذت ها ) انسان بر پایه تنوع کانالهای ادراکی و چگونگی درک انها انجام شده را می توان به عبارت زیر طبقه بندی کرد:

الف) لذات جسمانی که نفس از راه بدن به ا نها می رسد. شامل :

1-  مشترک بین انسان و حیوان و گیاه ( شهوانی طبیعی در بردارنده خوردن و اشامیدن )

2- مشترک بین انسانی و حیوان ( حسی و خیالی - در بردارنده دیدنی ها ، شنیدنی ها ، بوییدنی ها ، لمس کردنی ها ، لذت جنسی ، انتقام جویی)

ب) لذات روحانی که نفس به تنهایی به انها می رسد . شامل :

1-  مشترک بین انسان و ملایکه ( دانش به حقایق ، باورهای صحیح ، گرایشات زیبا ، کنش های نیک - البته نفس تا زمانی که همراه بدن است به انها دست می یابد)

2-   مختص نفوس جدا شده از اجسام ( ملکی روحانی در بردارنده لذت از خود، لذت از امر خارجی )

در این کتاب پس از تحقیقات فوق این نکته را یادآوری می کند که : برای نفوس انسانی همه لذت ها و رنج ها جسمانی و روحانی وجود دارد.

ابوعلی سینا لذت ها ی حیوانی را از این دیدگاه به و دسته تقسیم نموده است:

1 - حیوانی شامل :

حسی ( ظاهری که توسط حواس ظاهری درک می شوند) و وهمی ( باطنی که توسط حواس درک نمی شوند مانند لذت تسلط ، مقام کرامت و بزرگواری )

2-  عقلی : این دسته از لذات توسط عقل درک نمی شوند.

- شهاب الدین سهروردی نیز تقسیم مشابهی را برای لذایذ به انجام رسانده است .

- محی الدین ابن عربی لذت ها را به دو دسته کلی روحانی و طبیعی تقسیم کرده است.

- محی الدین الهی قمشه ای انواع لذات و الم را چنین بیان می نمایند:

1- حس که از ورود کیفیات محسوسه برقوای حسی حاصل اید.

2- خیالی و وهمی : خیال به امیدواری های خوش و تخیل ارزوهای نیکو لذت برد و وهم به غلبه و سروری یافتن و نام نیکو و شهرت و معروفیت و قبول عامه و ....

3-  لذت عقلی: که مخصوص نفس ناطقه قدسیه و نفس کلیه الهیه است . این نوع لذت عبارت است از ادراک حق و نیل به حقایق اشیای چنانکه هستند و التذاذ به اطاعت و عبودیت حق و اندیشه در اوصاف جلال و جمال و قدرت و حکمت و رحمت نامتناهی او.....

وی در کل معتقد است که لذت هر قوه درک و التفات به ملایمت ان قوه است و الم درک و التفات به ناملایمات ان قوه ، عبارت دیگر : لذت هرقوه کمال او و الم نقص ان است.

در ادامه این بحث بی مناسبت نیست که به تقسیم بندی از رنج ها اشاره کنیم که در رسایل اخوان الصفا به لحاظ منشا پدیداری مورد توجه قرار گرفته اند:

.....  رنج ها از سه جهت پدید می ایند:

1-  رنج گرسنگی و تشنگی به هنگام احتیاج بدن

2-  رنج از ضربه خوردن و صدمه دیدن و شکستگی که برای بدن مضر است و شکل ان را دگرگون می کند.

3  -رنج امراض و ناراحتی ها که مزاج بدن را برهم می زند.

و درجای دیگر به ارای و باورهایی اشاره می کند که برخی رنج اور و ازاردهنده هستند و بعضی نشاط اور و فرح بخش و لذت اور. 

 

مراتب لذت و رنج

جاذبه لذت ها، موجود زنده را به سوی خویش می کشاند و او در تلاش برای بدست اوردن انها، دیگر نیازهای خود را فراموش می کند و دافعه رنج ها، وی را از خود می راند و او را وامی دارد تا برای فرار از انها  به چاره اندیشی بپردازد . ولی جاذبه همه لذت ها و دافعه هم رنجه، برای همه موجودات یکسان نیست و نیز چنین نیست که یک موجود از بدو تولد تا رسیدن به کمالات نفسانی مجذوب یک کشش باشد و گریزان از یک دافعه ، چرا که شدت و اهمیت لذت ها و الام ، تحت تاثیر عوامل متفاوتی که به برخی از انها اشاره شد، در تغییر است. انسان به عنوان یک موجود زنده پویا که می تواند در بعد دانش ها وگرایش ها ، پیوسته پیشرفت کند یا در یک مرحله از مراحل تکامل ، مجذوب لذت های خاص و گریزان از دافعه های مخصوص ان مرحل گردد. بنابراین می  توان برحسب عوامل تکاملی انسان ، مراتب ارزشی لذت ها و رنج ها را تعیین نمود . در این زمینه به برخی از نظریات اندیشمندان اسلامی اشاراتی خواهیم داشت:

ابونصر فارابی عالیترین لذت را مشاهده ملکوت اعلی دانسته و مشغول شدن به شهوت و غضب و حس و تخیل را در درجات پایین تر قرار داده است.

ابوعلی سینا لذت ها را براساس مراتب و شدت انها چنین رده بندی کرده است:

1-  لذت های عقل

2-  لذت های حیوانی باطنی، خیالی و وهمی

3-  لذت های حیوانی ظاهر و حسی

در مقایسه بین لذت های ظاهری و باطنی وی می گوید: .... در تصورات عامیانه ابتدا چنین تصور می شود که لذت های قوی و مسلط همان لذت های حس هستند و بقیه لذت ها ضعیف و خیالی و غیر حقیقی اند ، حال اینکه این چنین نیست . وی در مقایسه لذت های عقلی و حس و ترجیح لذت عقلی اضافه  میکند که : ..... و ادراک عقلی کاملا خالص و بدون زایده است درحالیکه ادراک حسی سرتاپا با اضافات امیخته است و از نظر کمیت ، تعداد ادراکات عقلی کران ناپدید است ولی ادراکات حسی در تعداد اندکی محدود است که یک لذت به لذت دیگر ( از نظر کمال ، شدت و تابعیت ) نسبت درک کننده و ادراک یکی بر دیگری است..... .

ابوحامد غزالی معتقد است که لذت عقلی مانند لذت علم و حکمت از همه لذت ها با ارزش تر و لذت های مانند لذت ریاست و تسلط و برتری را که انسان با بعضی حیوانات در ان مشترکند در مرتبه پایین تر و لذت شکم و اندام جنسی را که انسان و سایر حیوانات در انها شریک هستند ، در پایین ترین مرتبه قرار داده است.

شیخ شهاب الدین سهروردی نیز  با رتبه بندی ابوعلی سینا موافقت داشته و اظهار می دارد که ... لذت ها حسی ظاهری تحت الشعاع لذایذ حیوانی باطنی قرار می گرید تا انجا که اگر کسی شطرنج یا بازی های دیگر را دوست بدارد، گاهی ان را برغذاهای لذیذ ترجیح می دهد و نیز انسان به قدری از حفظ مقام خود لذت می برد که ان را به قیمت رها کردن لذت های بسیار هم ، از دست نمی دهد و این اختصاص به انسان ندارد، بلکه در حیوانات هم دیده می شود، تا انجا که حیوان وقتی بچه اش را شیر میدهد ، فرزندش را برخود مقدم  می دارد. بنابراین وقتی لذت های باطنی چنین قوی و نیرومند و مسلط باشند ، حال لذت های عقل چگونه اند؟

تقدم انها پرواضح است.

خواجه نصیر الدین طوسی دلایل تسلط و برتری لذت های باطنی بر لذت های حسی را انگه بیان می کند: .... یکی از انها این است که لذت پیروزی توهمی هرچند در امور بی ارزش باشد، چه بسا برلذت هایی که تصور می شود قوی ترین لذت های حسی هستند ، ترجیح داده می شود، دیگر انکه لذت رسیدن به مقام و منزلت اجتماعی نیز بر لذت های حسی رجحان می یابد و نمونه دیگر اینکه شخص کریم و بخشنده ، لذت ایثار مایحتاج ضروری خود را بر لذت برخورداری و استفاده از انها مقدم می دارد و چهارم انکه کسانیکه دارای روح بزرگی هستند لذت بزرگواری مورد انتظار را چه حفظ ابرو باشد یا دست زدن به اقدامات بزرگ بدون یقیین به رسیدن به مقصود بر لذت های حسی ترجیح می دهند تا انجاییکه با این لذت ، رنج گرسنگی و تشنگی را برخویش هموار ساخته خود را در معرض مرگ و نابودی قرار می دهند و اینها مصادیقی ( صغری ها ) هستند که وقتی قضیه کل به ان اضافه شود که انچه نزد شخص ، ترجیحش بیشتر است ، برای او لذتبخش تر است ، چرا که لذت است که رجحان می یابد و انچه مقدم اش داشته شود لذت اور است.

نتیجه اینکه لذت های باطنی بر لذت های حسی برتری دارند.

ملاصدرا در مقایسه لذت عقلی با لذت حسی و تقدم لذت های عقل می گوید: سعادت و کمال نفس در ان است که وجود استقلال و مجرد پیدا کند و معقولات را تصور نماید و برحقایق اشیای انگونه که هستند واقف شود و امور عقلی و ذات نورانی را مشاهده گر باشد و این لذت ها قابل مقایسه با لذت های دیگر از جمله لذت های زودگذری که حس به انها دست می یابد، نیستند.

ملا عبدالله مدرس زنوزی نیز با استفاده از روایت از امیر المومنان ( ع) به زوال لذت و شهوت دنیویه و ثبات و دوام کمالات عقلیه و خیرات اخرویه و لذت روحانیه اشاره می کند.

 لذت بخش ترین لذت ها

حال که اقسام و مراتب لذت ها و رنج ها را بیان کردیم بی تناسب نیست که به شدیدترین لذت ها و لذت بخش ترین انها و عواملی که در ان دخالت دارند نیز اشاره ای داشته باشیم.

علامه محمد مهدی نراقی در میان لذت های دنیوی لذت مقام را شدیدترین لذت زندگی و بزرگترین زینت دنیوی به حساب می اورد و محی الدین ابن عربی شدیدترین لذت را لذت انسان از کمال خویش می داند. بنابراین انسان چیزی بیشتر لذت می برد که ان را کمال بیشتری برای خود تصور کند.

ملاصدرا لذت عقلی را والاترین و کاملترین و لذت بخش ترین لذتها می داند چرا که عوامل پدیداورنده این لذت، نیرومند تر ، بیشتر و برای انسان پایاترند.

تفاوت های فردی

انسان ها برحسب درجاتی که از کمال طی کرده اند و مراتبی از دانشها و گرایش ها که واجد شده اند و در نتیجه لذایذ و رنج ها متفاوتی را احساس می کنند. لذا به نظر می رسد که افراد واجد گوناگونی در احساس این هیجانات داشته باشند. در رسایل اخوان الصفا در این مورد چنین امده است: .... و اینکه نفوس ناطقه از علوم و معارف لذت می برند بدان جهت است که صورت معلوماتی که در ذات انان تحقق می یابد ، متمم و مکمل فضایل انهاست و ایشان به اهداف و برترین سرانجام ها در نزد پروردگارشان رسیده اند .... این حالات شایسته نفس شهوانی ( مرحله ای از تکامل نفس که شخص فقط به دنبال ارضای تمایلات و خواسته های جسمانی است) و نفس غضب  ( مرحله ای از تکامل که در ان تنها امر مهم و قابل توجه فرد ، دفع ناملایمات می باشد و دافعه شخص عمده ترین جنبه روان را تشکیل می دهد) نیست بلکه تنها درخور نفس ناطقه است که از خواب غفلت و ...... جهل برخاسته باشد. 

 

ابو حامد محمد غزالی براساس مراتب که برای لذت ذکر کرده و از انجاییکه مرکز رنج و لذت را قلب می نامد ، قلوب را چنین تقسیم کرد.

1-  قلبی که جز خداوند را دوست نمی دارد و جز با زیاد شدن شناخت و معرفتش نسبت به او فکر درباره او ارام نمی گیرد.

2-  قلبی که در بیشتر حالات با خدای سبحان انس دارد ولی گاهی پیش می اید که به اوصاف بشری باز می گردد.

3-  قلبی که حال مسلط او لذت بردن از اوصاف بشری است لکن گاهگاهی از لذت دانش و شناخت نیز بهره می برد.

4-  قلبی که لذت شناخت را نمی شناسد و معنای انس با خدا را درک نمی کند و تنها لذتی که می برد از مقام و ریاست و مال و سایر انگیزه های بدنی و جسمانی است. وی سپس به پراکندگی این چهار قسم در جامعه اشاره می کند و معتقد می شود که قسم اول هرچند امکان وجود داشته باشند، بسیار بعید و تعدادشان بسیار اندک می باشد. اما قسم دوم و سوم یافت می شوند لکن باز اندک .... و در عین کمیابی از نظر کمیت متفاوتند .... ولی قسم چهارم بیشتر تعداد را به خود اختصاص داده است. محی الدین ابن عربی به رابطه مستقیم بین انگیزش شخص با کمال او و نیز انگیزه با لذت اشاره کرده و می گوید: انگیزه وسیله و ابزاری برای نفس است که همراه با والایی شخص صاحب انگیزه ، اوج می گیرد و با پستی او به پستی می  گراید و انگیزه عبارت است از اراده  لذت بردن از انچه سزاوار لذت بردن است.

محی الدین الهی قمشه ای تفاوت های فردی در زمینه لذایذ را این گونه بیان میکند: که نفوس ادم در مقابل لذایذ بر سه قسم می باشند:

1- نفوس دانیه :

مردم پست همت که تنها مطمع نظر و غایت همتشان، درک لذت حسیه است.

2-  نفوس متوسط:

مردمی که مقصد اعلای انها ، لذت وهم و خیال است یعنی میل ریاست و شهرت و سایر موهومات و خیالات برانها غالب اید تا حدی که اگر لذات وهمی با حسی معارض شود، لذت یا لذات وهم و خیال را بر لذات حسی مقدم دارند.

3 - نفوس عالیه و متعلیه :

اینها نفوسی هستند که مقصود اصلی و غرض نهایی انها معرف لذات عقلی و کمال ابدی است و همتشان صرف رسیدن ومعرفت الهی وحقایق عالم قدسی و جهان جاودانی است.

آثار لذت و رنج

لذت و رنج اثاری دارند که در رفتار انسان ظاهر می شوند. نمونه این اثار عبارتند از :

1 - ترجیح :

اگر شخصی از چیزی لذت ببرد ان را بر دیگر موارد ترجیح می دهد و اگر درجه لذت بخش بودن چند چیز که همگی لذیذ هستند با هم متفاوت باشند آن یکی مقدم می شود که لذتبخش تر است. این نکته در ضمن بحث های گذشته از محمد غزالی و شهاب الدین سهروردی نقل شده است. خواجه نصیر الدین طوسی نیز پس از بیان مثال هایی در این زمینه به این نتیجه می رسد که .... هرانچه نزد شخص رجحان بیشتری دارد حتما برای وی لذتبخش تر است چرا که لذت، ترجیح دهنده است و انچه مقدم داشته می شود لذیذ است، در مورد اشیای رنج اور عکس این امر را می توان مشاهده نمود.

2 - سرکشی اثر دیگری که محمد غزالی برای لذت برشمرده ، ان است که اگر انسان با شخص بزرگی همچو خداوند متعال انس بگیرد واز اینکه نزد او تقرب یافته، لذت ببرد، لذت تقرب در انس و قلوب عارفین ( اگاهان از مقام الهی) را به پرواز در اورد و موجب سرکشی انان می گردد. چرا که انسان به هنگام بی نیازی سرکش می شود.

حکمت وجود رنج

از انجاییکه نظام جهان  هستی ، نظام احسن است و هرپدیده ای به بهترین وجه ممکن ساخته و پرداخته شده است برای رنج ها نیز در این نظام باید جایی باشد که می بایست ان را جستجو کرد و حکمت ان را دریافت.

   رسایل اخوان الصفا در تبیین این امر ذکر می کند که ..... بدن در معرض افتهایی است که می تواند قبل از کامل شدن بدن و روان انرا از بین ببرد و بدن ها قدرتی برای دفع این افت های فاسد کننده نیست و در نتیجه ، حکمت واجب الهی چنین مقرر داشته که از اشیای مفسد بدن ، رنج ها و دردهایی به روح برسد تا ان را برای رفع اشیای مضر و مفسد بدن و حفظ ان از افت های هلاک کننده برانگیزد.

درجای دیگر در همین کتاب چنین امده است: ..... اگر از انچه موجب فساد بدن می شود رنجی به روان نمی رسید انسان در مورد بدن خویش سهل انگاری می نمود و ان را در معرض افت ها و هلاک قرار می داد. نویسنده در مورد رنج گرسنگی و تشنگی و ..... چنین توضیح می دهد که برای روان ها هنگام احتیاج بدن به غذا رنجی قرار داده شد تا نفس را برانگیزد که بدن را به جستجو غذا وادارد و اگر چنین رنجی وجود نداشت در این کار سهل انگاری می کرد و بدن را بدون غذا رها نمی نمود و این همه با قصد و توجه خداوند واحد قهار است واما در برابر ضربه، شکستگی  ، صدمه ، جراحت، گرما، سرما، امراض و اختلالات و خلاصه هرانچه برای بدن مضر و مفسده انگیز است نیز برای روان رنجی قرار داده است تا  ان الام ، روح را بر حفظ بدن و نگهداری پیکرش برانگیزد. چرا که بدن ها ( به خودی خود ) راهی  و ابزاری برای جلب انچه به سود ایشان است و دفع ضررها از خویش ندارند.         

 

دکتر بیوک تاجری
دکترای تخصصی روان شناسی سلامت روان درمانگر- مشاور نوجوانان- اعتیاد- سکس تراپیست * *******عضو هیئت علمی دانشگاه ******** نایب رئیس جمعیت بهروزان * ******مشاور سازمان های دولتی ********اهم تالیفات - خشونت خانوادگی و اعتیاد - اعتیاد سبب شناسی و درمان - رابطه آسیب زا: آشتی یا جدایی - آسیب شناسی اجتماعی - راهنمای جامع داروهای روان پزشکی ** مرکز مشاوره پاسارگاد 09360565701 میعاد 66947381-3 ساعت تماس 14-20
کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar